دلم بشدت گرفته...

دلم بشدت گرفته ...تنها چیزی که تو این دیار غربت یه خورده آرومم میکنه گوش کردن به موسیقی سنتی و ترانه های هنرمند آذری زبان مون رحیم شهریاری هست.

اینجا وفتی احساس تنهایی بهم غلبه میکنه هر چی که رسپتور حواس ششگانه ام  رو تحریک میکنه برام نوستالژی داره که این حس علیرغم قشنگ بودنش احساس تنهاییم رو بیشتر میکنهناراحت

/ 1 نظر / 22 بازدید
الین

از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون نباشه. بنده لیسانسم رو گرفتم گفتم بهتره برم پزشکی بخونم رفتم کلاس و کلی کتاب خریدم. تازه همه می گفتن بابا تو ریاضی و فیزیکت خوبه دیگه مشکلی نداری فقط همین زیست رو که میری کلاس بخونی دیگه قبولی. بله حق با اونا اگه همون زیست رو می خوندم قبول می شدم اما یه کم گذشت و نمیدونم تو چه بخش هایی رفتیم که اسم های عجیب غریب داشت فهمیدم من اینکاره نیستم. همون حل کردن مسئله های چند صقحه ای و جند مجهولی بهتری تا این جور چیزها. بعد فهمیدم هر کسی را بهر کاری ساختن. بعدش مثل بچه آدم نشستم واسه ارشد درس خوندم و تو یه دانشگاه آُس قبول شدم. خوب میرم دکترای رشته خودم رم می خونم به یه درد اجتماع بخورم . من رو چه به دخالت تو کار پزشک ها.