توی مدت 5-6 ماهی که با الهام همکار و هم خونه و از همه مهمتر دوست و دمخور بودم -البته هنوزم دوست هستیم اما دوریم از هم- چیزای خیلی خیلی مهمی ازش یاد گرفتم...
علاوه بر اینکه دختر بشدت باهوشی بود - به جرات میتونم بگم که از میان دوستانم باهوشترین بود و هست و امیدوارم که امسال نتیجه خوبی از امتحان رزیدنتی بگیره- بشدت رند و زبل بود...گاهی از پولیتیک هایی که میزد حسابی کیف میکردم.
بگذریم...
ازش یاد گرفتم که آدم باید تو شرایط بحرانی آرامش خودش رو حفظ کنه و با اعتماد بنفس کامل و بادرنظر گرفتن همه جوانب رندانه تصمیم بگیره حتی اگه مجبور باشه شرایط سختی رو برای مدتی تحمل کنه...
همیشه سعی کردم آدم محکمی باشم و تو سختی ها ذرتی به غر زدن و شکایت کردن نیوفتم اما الهام یه جور دیگه ای بود...
امروز هم ازون روزهاییست که باید رندانه تصمیم گرفت...تصمیمی که زندگیم رو شاید تا آخر عمر تحت تاثیر خودش قرار بده...
خدایا کمکم کن که بهترین تصمیم رو بگیرم...
چقدر احوالات این روزهام رو دوست دارم البته اگه از دلتنگی هاش فاکتور بگیرم...
حس غریبیه اما تهش شیرینه برام... دلتنگی های این روزها رو هم دوست دارم...
پ.ن:چقدر حس خوبی داره وقتی عموی جدیدم زنگ میزنه و حالم رو میپرسه ![]()
پ.ن: دیروز یه خبر خیلی خوب شنیدم ...هنوز بخاطرش خوشحالم
چقدر اینجا خوب و راحتم... خدا کنه تا همیشه به همین منوال باشه 
دیروز هم خوب بود هم بد...
دوست داشتم تو تقسیم بیمارستان جایی که دوست داشتم و یه جورایی مثل خونه ی آدم میموند بیوفتم اما انگار صلاح نبود...حالم گرفته شد اما همه و از جمله خودم گفتند شاید صلاح درین بوده به دکتر ح. خ که اونم همین حرف رو زد گفتم آدم فقط اینطوری میتونه خودش رو آروم کنه 
بعد از مدتی طولانی به استاد سر زدم مثل همیشه حالش خوب بود و پر انرژی و سعی میکرد این انرژی مثبت رو به من هم منتقل کنه.کلی بین من و رشته قبولیم connection برقرار کرد.این یکی از خصوصیات استاد هست که دوست داره شخصیت فرد رو با دنیای بیرون اطرافش مرتبط و ارزیابی کنه...
از وقتی که ... قبول شدم استاد چندمین نفری بود که با اطمینان تمام بهم گفت من مطمئنم تو موفق میشی ... خیلی جالب بود برام...البته احساس خودم هم نسبت به این مسئله دقیقا همینه...من مطمئنم که تو رشته ام یکی از بهترین ها خواهم بود...هدفم خیلی فراتر از یک متخصص شدن صرف هست.
امیدوارم خدا هم تو همه ی این روز و شب ها کمکم کنه... ایمان دارم که همیشه بهترین ها رو برام خواسته 
از دیگر صحبت هایی که بینمون رد و بدل شد صحبت حول مسئله ای بود که به تازگی برای من پیش اومده
. خیلی مهربون و برادرانه...
به قول خودش حرفها و توصیه هایی بهم کرد که هیچکس هیچوقت به آدم نمیگه... واقعا خیلی مفید و راهگشا بود البته اگه آدم همیشه حواسش به این نوع نگاه به زندگی باشه...
***اول زندگی بعد کار!
تازه دارم مفهوم صبر رو درک میکنم...
خدایا شکرت بخاطر اتفاق های خوبی که یکی یکی داره برام رقم میخوره...
چقدر حالم خوبه ... خدایا هیچوقت این حال خوب رو ازم نگیر!